متن خطبه های نمازجمعه 10 اسفند 1397 شهرستان قائم شهر – خطیب : آیت الله معلمی

جمعه 10 اسفند 1397

wixt_img_8563.jpg

خطبه دوم:

اللهم صلّ علی محمد و آل محمد ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.صلوات…

بار دیگر ، خودم و همه ی شما برادران و خواهران را به تقوای الهی ، تأکید و سفارش دارم .

بهترین ذخیره ی عمر انسان ، بهترین نتیجه ی تلاش انسان ، همین توشه ی آخرت خواهد بود . و بهترین آن ، تقوای الهی ، ملاحظه ی خدا را در همه ی حالات داشتن . ملاحظه ی خدا که باشد ، واجبات انجام میشود و محرمات ترک میشود . مستحضرید که در هفته ی گذشته ، در سالروز ولادت بزرگ بانوی بشریت ، صدیقه ی اطهر ، فاطمه ی زهرا سلام الله علیها ، جمعی از شعرای کشور ، در محضر رهبر معظم انقلاب ، هم شعرخوانی داشتند ، مدیحه سرایی داشتند ، و هم از رهنمود های رهبر معظم که نه تنها برای مداحان حاضر ، بلکه برای همه ی مداحان ، برای همه ی مبلغان احکام دین و برای همه ی متدینین ، بسیار مفید فایده بوده است . اشاره داشتند به ترویج معارف اهل بیت ، با استفاده ی از شعر ، تأثیر بیشتری خواهد داشت . باید از هنر شعر و شاعری ، در نشر معارف دین بهره گرفت . در برابر هجمه های ابتذالی دشمنان ، نه تنها باید دفاع کنیم ، بلکه با استفاده از منطق ، حکمت ، در آموزه های قرآن ، در آموزه های اهل بیت عصمت و طهارت ، میتوانیم اقدامات پیش برنده داشته باشیم . واقعاً ما حرف برای گفتن داریم برای جوامع بشری در دنیا . آنها حرفشان را نه عاقل دنیا میپسندد و نه هیچ معیار منطقی میپسندد. حرف های ابتذال ، مخصوصاً الآنه ، کشورهای اسلامی را هدف قرار دادند ، برای تخریب بنیان اعتقادی ؛ برای تخریب بنیان فرهنگی ، خانوادگی ؛ برای خاطر اینکه از فرزند آوری بی رغبت بسازند افراد را ، جوان ها را ، ترویج یک روش بسیار زشت غیر انسانی ، و غیر اخلاقی ، آن هم به نام ازدواج سفید که مقام معظم رهبری به آن اشاره هم کرد ؛ جلوتر هم گاهی گفته میشد در مجامع  . واقعاً تهاجم فرهنگی غرب ، همینها از مصادیق آن تهاجم است . بلا نسبت همه ی جوان های جامعه ی ما ، گاهی ممکن است یک جوان کم تشخیص و ناپخته ، خیال کند هر شیوه ای که در اروپا و یا غرب رائج شده ، باید آن شیوه را تجربه و امتحان کرد مثلاً . یک قدری اگر فکر بکند آدم ، انگیزه ی آن هایی که این شیوه ها را طراحی میکنند بنگرد ، و بداند که اصلاً آنهایی که این شیوه ها را طراحی میکنند ، خودشن در زندگی خودشان وارد نمیسازند ؛ آنها برای دیگران نسخه میپیچند . کما اینکه در قضیه ی مواد مخدر ، حتماً شنیدید ، آنجا هایی که معدن تولید مواد مخدر است ، آنجا ها کمتر معتاد دارد . آنجا ها کار و تولید میکنند برای دیگران ، و نه برای خودشان . و این ابتذال فرهنگی هم بر همین اساس است . عزیزان مداحان هم میتوانند خدمت بزرگ و شایسته ای داشته باشند ، در عرصه ی تبیین معارف دین . الحمدلله در همین شهر ، کانون مداحانی وجود دارد ، که همین دیشب جلسه ی بسیار مبارکی داشتند واقعاً ، جلسه بسیار شریف بوده . میهمانی از تهران داشتند ، مطالب بسیار خوبی گفته شده ، امیدواریم که این شیوه ی حسنه ، تقویت بشود ، با محتوا . نه برای کاسبکاری ، و نه برای جلب توجه شنوندگان ؛ یک وقتی آدم میخواهد شنونده را راضی کند حرف میزند . اما یک وقتی میخواهد بفهمد که وظیفه ی من چیست و چه باید بگویم . این وظیفه را چه کسی باید مشخص کند ؟ خدا ، دین خدا ، و آموزه های اولیاء خدا . خیلی راحت وظایف ما را مشخص کردند . ما اگر رضای خدا را بطلبیم و حرف بزنیم ، شعر بخوانیم ، و هر کاری را در مقام اجرا و عمل ، سعی کنیم خدا را از خود راضی نگه بداریم ، آنجا خدای رحمان میشود پشتوانه ی ما . خلاصه باید هشیار باشیم ، تهاجم فرهنگی بیگانگان و غرب ، میخواهد اعتقاد ما را ، خانواده ی ما را ، آسیب بزند ؛ باید مواظب باشیم ، و تضین هم میتوانیم داشته باشیم ؛ پناه ببریم به خدا ، پناه ببریم به قرآن ، پناه ببریم به اهل بیت ؛ اینها میشود یک حصن و حصار و برج و باروی قوی در برابر آن تهاجمات .

در همین هفته ، آمدن بشار اسد به ایران ، پیام های مهمی داشت . و در رسانه های خارجی و بیگانه ، بزرگ و کوچک ، بازتاب مهمی هم پیدا کرده بود . مقام معظم رهبری ، بشار را ، قهرمان جهان عرب خواند در این ملاقات . این عنوان قهرمان جهان عرب ، مال جمال عبدالناصر بود قبلاً که واقعاً رئیس جمهوری در مصر بود که یک مقداری روحیات مردمی داشت و روحیات مدافعی در برابر اسرائیل داشت . یعنی اسرائیل را پذیرا نبود و روابط با اسرائیل نداشت . لذا بعد از جمال عبدالناصر ،مقام معظم رهبری ، بشار را قهرمان عرب خوانده  است . عرض شود که از جمله پیام هایی که آمدن او داشت ، آمریکا پیش قدمی کرده بود ، یک نشستی را انجام داده بودند ، نشست ورشو ، اخیراً هم در شرم الشیخ ، که پیامی بود این نشست برای بشار اسد ؛ که ما میخواهیم جبهه ی ضد ایرانی درست کنیم و تو مواظب باش ، باید از ایران فاصله بگیری . اما بارک الله بشار اسد که میفهمید که اصلاً عزت و حیات خودش در این است که از ایران فاصله نگیرد . خواست به همه ی دنیا بفهماند که من از ایران فاصله نمیگیرم ، لذا حرکت کرد آمد از نزدیک ، اداء احترام و وظیفه و تشکر بکند از حمایت ها و کمک های جمهوری اسلامی ایران در دفع غده ی سرطانی شدیدتر از اسرائیل به نام داعش . داعشی ها را آمریکایی ها در طول واقعاً بیش از 14 – 15 سال ، اینها سرمایه گذاری کردند و کار کردند ، تا عوامل  را فراهم کردند اینها را سازماندهی کردند و تجهیز کردند اینها را بر علیه سوریه برای اینکه بازوی مقاومت را در منطقه بشکنند . ولی به فضل الهی ، با آنکه همه ی شیاطین بزرگ و کوچ عالم ، پشت داعش خبیث ایستاده بود ، اما معذلک وقتی ایمان ، توکل به خدا ، جهاد فی سبیل الله اتفاق بیافتد ، ان تنصروالله ینصرکم ، اینجاها خودش را نشان میدهد . خدا میداند از نظر امکانات و نفرات  و از نظر ابزار فیزیکی ، برابر نبودیم ؛ مشابه هم نبودیم . دشمنان بسیار قوی تر بودند ، اما وقتی که پای خدا و ایمان به خدا در میان باشد ، میبینید چه نتایج خوبی حاصل میشود . درست است ما عزیزانی را از دست دادیم ، اما یک فتنه ی بسیار بزرگی که نعوذبالله اگر آن فتنه ادامه پیدا میکرد ، پناه بر خدا  . اینهایی که قبر چهار امام در مدینه را تخریب کردند ، دیگر اینها به کربلا رحم میکردند ؟  نه رحم نمیکردند . چه فاجعه ای میخواست به بار بیاورد ، الآن برای ما خیلی شاید روشن نباشد ؛ یعنی همه گانی روشن نباشد .

در هر صورت اینها از حوادث هفته ی گذشته ، اما حوادث تاریخی که این ایام داریم ، دوشنبه ای که پیش رو داریم ، سالروز انعقاد معاهده ی پاریس است ، بین ایران و انگلستان . در سال 1239 ؛ یعنی 162 سال قبل . یک قراردادی بین ایران و انگلستان ، آن هم در پاریس امضا شده . حالا حق دارید بگویید فلانی ، حرف 162 سال قبل را الآن چه فایده دارد که میگویی؟ . خیلی فایده دارد . یک نیم نگاهی آدم باید همیشه به گذشته داشته باشد ، که کجا بودیم ، الآن کجا هستیم و مقصد ما هم کجاست . آن معاهده چه بود؟ خراسان ما ، خراسان شرقی ، و خراسان غربی داشت . خراسان شرقی ، الآن در اختیار افغانستان است ، تحت همین معاهده از ایران جدا شد . شاهان قاجار ، شاهان بی عرضه ، در پی فشار انگلستان ، بخش عظیمی از خراسان شرقی را از دست دادند  . پس درود خدا به شهدا، درود خدا به امام راحل ؛ اینهمه هجمه ی سنگین جنگ هشت ساله ، خواستند بخشی از خاک ایران را تصرف کنند . الحمدلله آرزو به دلشان مانده .

سه شنبه سالروز تأسیس کمیته امداد امام خمینی ، و آغاز هفته ی احسان و نیکوکاری است . به همین مناسبت هم برادر عزیزمان جناب حاج آقای رنجبر ، مسئول کمیته امداد امام خمینی رحمة الله علیه قائم شهر ، قبل از خطبه ها مطالبی داشتند . این کمیته ی امداد، مرکز مطمئنی برای واسطه ی خیر است . یعنی مومنین ، شما ، من ، همه ی خانواده های نیازمند را نمیشناسیم  . ولی اینها میشناسند . اینها بررسی کردند و نیرو داشتند ، پرونده تشکیل دادند ؛ الآنه اگر بپرسیم که در خود قائم شهر چند خانواده ی فقیر دارند زندگی میکنند ، راحت به شما پاسخ میگویند . هر یک از این خانواده ها را خواستی ببینی ، ای کاش فرصت کنید و همراه این عزیزان بروید و ببینید . من بعضاً توفیق دارم ماه رمضان ها در خدمت این عزیزان میرویم داخل خانواده ی این نیازمندان . خدا میداند که آدم برود ببیند ، خیلی اثر میگذارد در روحیات آدم و در شکستن نفسانیات و در توجه به مرگ و مردن .این هفته را استقبال میکنید ان شاءلله و کمک خودتان را ، یا مستقیماً ، یا به وسیله ی این واسطه ی امین در اختیار نیازمندان بگذارید.

همین سه شنبه ، 14 اسفند ، یک خاطره ی تلخ تاریخی در همین بعد از پیروزی انقلاب داریم . که آن غائله ی تاریخی ، غائله ی 14 اسفند 59 ، که آشکاری پیوند بنی صدر و منافقین و همه ی مخالفان نظام جمهوری اسلامی ، در کنار دانشگاه تهران بود . بنی صدر قبل از انتخابات ریاست جمهوری ، سعی میکرد روی یال حرکت کند ؛ یعنی نه به این سمت بیافتد و بغلتد ، و نه به آن سمت بیافتد  . قبل از برگزاری انتخابات ، خیلی دست به عصا حرکت میکرد . همین که رأی گرفت ، حالا مغرور شده بود به رأی ، با این الفاظ که : من نماینده ی ملتم . ببینید ، واقعاً جای فکر و اندیشه دارد . آدمی که از رأی مردم برخوردار شد ، دو حالت میتواند پیدا بکند . یا این که در درونش خیلی شکسته بشود ، که خداوندا ، این بندگانت به من اعتماد کردند ، این بندگانت به من رأی دادند ، خدا من چگونه عمل کنم ؟ کمکم کن . این یک حالت ؛ اما یک حالت دیگر اینکه : مردم به من رأی دادند ، من نماینده ی همه ی مردم هستم . مثل اینکه هرچه خودش گفته باید وحی مُنزَل باشد ؛ ای بابا ، حالا مردم اعتماد کردند به تو رأی دادند ، چرا خودت را گُم میکنی ؟ .او در این سخنرانی 14 اسفند ، ابتداءً شروع کرده بود از مصدق تعریف کردن . حالا مصدق هم مذهبی ها کمکش کرده بودند ، مرحوم آیت الله کاشانی کمکش کرده بود . او هم یک قدری قدرت گرفته بود ، مغرور شده بود و گفته بود که من مستظهر به پشتیبانی ملت هستم . یعنی مثلاً آقای کاشانی ، من نیازی به تو ندارم ، ملت من را حمایت میکند ، حالا بنی صدر هم میخواست هشدار بدهد به امام . به انقلابیون همراه امام ، که مثلاً من مستظهر به رأی مردم و حمایت ملتم . اما سر انجام کارش به کجاها منتهی شد ؟ بارها و بارها در تاریخ ، عبرتها نمایان میشود ، ولی آیندگان به جای اینکه عبرت بگیرند گرفتار غفلت میشوند . وقتی که به ریاست جمهوری رسید ، در صدد حذف نیروهای انقلابی بر آمد و از حمایت گروه های ضد انقلاب و مخالف امام بهره میگرفت . در سخنرانی ضمن حمایت از افکار مصدق ، به شخصیت های انقلاب و نهاد های نقلابی توهین میکرد . در این قائله پیوند بنی صدر با مخالفان نظام و لیبرال ها نمایان شد و پشت سرش ، حادثه ی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ، کِی ؟ همان سال بعدش ، یعنی سال 60. در خود آن حادثه هم چند نفر از حزب اللهی ها را چقدر کتک زدند و چقدر بعضی ها هم به شهادت رسیده بودند در آن حادثه . و بنی صدر هم برای تحریک منافقین ، دو سه مرتبه تکرار میکرد ، عده ای برای اخلال اینجا آمدند . اگر دست از اخلال بر ندارند ، من از شما مردم میخواهم آنها را تنبیه کنید . حالا او میگفت مردم ، ولی حمایت و حرف او را منافقین عمل میکردند و نه مردم  .

چهارشنبه روز درختکاری و آغاز هفته منابع طبیعی است . پنجشنبه هم 16 اسفند ، سالروز بروز قحطی در کشور در سال 1296 . یعنی 101 سال قبل . آغاز جنگ جهانی . انگلستان ، یک خیانت ، و یک جنایت سنگینی را آن سال نسبت به ملت ایران روا داشته بود. چه طور؟ جنوب را انگلیسی ها اشغال کردند ، شمال را هم روسیه ی تزاری اشغال کرده بود در جنگ جهانی اول . ما بچه بودیم ، جدّ مادری ام تعریف میکرد شفاهی برای ما ؛ و البته خیلی از شما هم شاید شنیده اید ، بعد در تاریخ هم آمده این مسائل . انگلیسی ها وقتی که وارد شده بودند ، شروع کردند به خریدن غلات . انبار کردن و احتکار کردن . تازه احمد شاه قاجار هم از آنها یاد گرفت ، دست به این کار زده بود . حالا تقدیر الهی برای امتحان مردم بود و هرچه که بود ، آن سال باران هم کم آمد و زراعت دیم هم آسیب دید و قحطی فراوانی نصیب شده بود . همین مردم مازندران علف را با دوغ می پختند ، میخوردند . به جای این اسفناج ، یک بوته ای ، وحشی ، بیابانی ، شبیه به اسفناج ، معمولاً او را داخل دوغ میپختند و میخوردند ، انگلیس خبیث ، منشأ بروز قحطی ، حد اقل برای سه سال پیاپی در ایران ؛ و در نتیجه ، طبق آمار همان ایام ، بین هشت میلیون تا دَه میلیون آدم ، در طول این مدت ، یعنی مدت حداکثر سه سال ، فوت شده بودند . آنوقت دبیر سفارت آمریکای آن ایام ، از بغداد آمده بود به تهران ، او در گزارش خودش مینویسد که در طول مسیر ، کودکان را لُخت میدیدم ، فقط پست و استخوان بودند ، و قطر ساق های پاشان بیش از سه اینچ ، نبود . و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله چروکیده . همه جا کمبود مواد غذایی بود ، مردم علف و یونجه میخوردند .اینها در گزارش او بوده است . بعد هم یک تحلیل گری میگوید که قطعاً قائله ی قحطی آن سال ها ، فاجعه اش ، از حمله ی مغول به ایران ، شدید تر و سنگین تر بود و تلفات بیشتری ملت در طول سه سال ، هشت میلیون یا قریب به ده میلیون تلفات انسانی داشته باشد . خدایا به تو پناه میبریم ، شر دشمنان را از سر این ملت کوتاه بگردان  . پروردگارا ، عزت اهل ایمان را مستدام بدار .

هفته ی پیش رو ، ظرف یک هفته ، در یک روز 12/12/1365 ، قائم شهر تنها 15 شهید داشت . در ظرف یک هفته ی پیش رو 34 شهید داشت قائم شهر .

((((((((((به تبع هرهفته خطبه های نمازجمعه قائم شهر مزیّن به اسامی شهدای شهرستان است که هفته ی پیش رو سالگرد شهادت آنها است ))))))))))))))) نثار ارواح این عزیزان صلوات .

{{ ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ؛ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾}}

پایان خطبه دوم//

مطالب مشابه
دیدگاه ها