خطبه های نمازجمعه بیست و یکم آبان هزار و سیصد و نود و پنج قائم شهر – خطیب: آیت الله معلمی

جمعه 21 آبان 1395

IMG_5650
خطبه اول:
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ؛ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ؛ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ؛ سلامٌ علیکم جمیعاً و رَحمَةُ اللهِ و برکاتُه… ؛ أعوذُ بِلّله مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ . لا حولَ وَلا قُوَّةَ إلّا بِللّه ألعَلی العَظیم . حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل ، نِعمَ المولَی وَ نِعمَ النّصیر . الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ . ألصّلاةُ وَ السّلامُ عَلی سَیِّدِ النَّبیین ، حَبیبِ إلهِ العالَمینَ أبِی القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و علی عِطرَتِهِ وَ أهلِ بَیتِهِ أجمَعین .

قال الحکیمُ فی کِتابِهِ الکَریم: {{ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ؛  أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ ۚ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا ۖ فَبِئْسَ الْمَصِيرُ }}

امیدواریم خدای رحمان ، توفیق طاعت و بندگی خود را به همه ی ما ارزانی بدارد .ما را از ارتکاب گناه ، خلاف و معصیت با عنایت خاصه ی خود باز بدارد . و ما را در مسیر انجام واجبات و پیمودن راه تقوا و پاک دامنی یاری مان بفرماید. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

آیات قرائت شده ، آیات سوره ی مبارکه ی مجادله هست ، آیه ی قبل که هفته ی گذشته قرائت شده بود ، در مورد نجوا ، در گوشی سخن گفتن ، هیچ سه نفری ، هیچ پنج نفری یا کمتر یا بیشتر ، در گوشی با هم حرف نمیزنند ، مگر که نفر بعدی ذات اقدس اله است .آیا خدا مباشرتاً یا به امر الهی ، فرشتگان مأمور الهی اند برا مراقبت و ضبط اعمال انسان . اما در آیه ای که امروز قرائت شد ، یک نکته ی بسیار مهمی را گوشزد آیندگان می کند ، از خباثت یهودی ها ، از پیوند بین یهودی ها ومنافقین.ما در این سی سال اخیر ، دیدیم که منافقین دم از اسلام و انقلاب می زدند ، اما در نهایت ، دستشان در دست صدام پیدا شده . در خدمت استکبار عموماً ، مخصوصاً در خدمت آمریکایی ها نمایان شدند.

…..

پروردگارا ، همه یما را در مسیر عبودیت و بندگی یاریمان بفرما ، ما را به زیور تقوا مزین بگردان ، گذشتگانمان را ببخش و بیامرز ، شهدا و امام راحل غریق رحمت و رضوان بفرما .

{{ بسم الله الرّحمن الرّحیم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ۝اللَّهُ الصَّمَدُ۝لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ۝ولَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۝﴾ }}

خطبه دوم:
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

صلوات…

بار دیگر ، در آغاز این خطبه ، باز هم خودم و همه ی شما عزیزان ، نمازگزاران ، برادران و خواهران را به تقوای الهی، به غفلت نداشتن از خدا و وعده های خدا و آینده و مرگ و قبر و قیامت ، تأکید و سفارش دارم . غفلت از یاد خدا ، غفلت از مرگ ، اساس گرفتاری انسان می شود ؛ اگر انسان ، متذکر باشد همواره به یاد خدا و به یاد مردن خود . مردن دیگران را میبینیم ، تشییع جنازه میرویم و مجلس ترحیم شرکت میکنیم . اما دقت به اینکه روزی ما هم چنین شرایطی را در پیش داریم لازم است. انسان ، لامحال ، سرنوشتش مرگ است . نیامد به دنیا که بماند . آمد به دنیا ، باید برود ؛ مهم این است که چگونه و در چه شرایطی برود . آیا با حفظ ایمان ، با حفظ اسلام از دنیا میرود یا خدای نکرده موقع رفتن ، عاری ازنشانه های ایمان میشود؟ نعوذ بللّه . پناه بر خدا . پروردگارا در این مظنه ی استجابت ، استغفار داریم به درگاهت . استغفرالله ربی و اتوب الیه . اللهم اغفر لنا و لوالدینا و لوالدَی والدینا ، و لمن وجب حقه علینا . پروردگارا ما را بیامرز ، پدر و مادر ما را بیامرز ، همه ی کسانیکه به عهده ی ما حقی دارند ، حق تعلیم ، حق تربیت ، حق خدمت ، پروردگارا همه ی آنان را غریق رحمت بفرما .

یکشنبه روز حمایت از بیماران کلیوی است ، دوشنبه هم روز جهانی دیابت . بیماری بسیار خطرناک ؛ از جمله بیماری شایع ، همین قند خون است. این بیماری ، عوارض فراوانی ایجاد میکند ، یعنی زمینه ساز بیماری های مختلف میشود.؛ گاهی کلیه را از کار می اندازد ، گاهی چشم را از کار می اندازد ، گاهی چشم را از کار می اندازد . مراقبت کردن ، خیلی کمک میکند ، آگاهی داشتن خیلی کمک میکند ؛ اول باید انسان آگاهی داشته باشد ، بعد این آگاهی را به کار ببندد ، که مراقبت بشود . کمک میکند در حفظ سلامت . فرموده اند که در کنار اداره ی پست ، یک تجهیزات مرکز تجهیزات پزشکی حکیم ، آنجا تست خون را برای مراجعه کننده رایگان انجام میدهند . همچنین روز بزرگداشت علامه طباطبایی . صاحب کتاب گرانسنگ المیزان فی تفسیر القرآن . به همین مناسبت ، روز کتابخوانی ، آغاز هفته ی کتابخوانی و کتابداری خواهد بود . کتاب ، انیس خوبی است برای انسان . انس با کتاب بر آگاهی انسان می افزاید . جمعی از خواهران و برادران کتابدار آمده بودند ، عرض کردم به ایشان که کتاب به منزله ی غذا است . جسم آدم غذا میخواهد ،اگر بدانیم غذایی مسموم است ، اما معذلک بگوییم امتحان می کنیم ؛هیچ عاقلی این کار را میکند؟ خیر . اگر کتاب هم که کتاب روح و جان آدمی است ، مطالب مسموم کننده داشته باشد ، باید پرهیز کرد ، مثل پرهیز از غذای مسموم . نباید گفت حالا امتحان کنیم ، بخوانیم و ببینیم چیست و چه خبر است . گاهی آدم در یک منجلابی غرق میشود . مثل همین سایت هایی که در دمت استکبارند ، برای تخریب اعتقادات جامعه ی اسلامی ، مخصوصاً نسل جوان . باید هشیار بود . ؛ از این خواهر مکرمه که قبل از خطبه ها مطالبیداشتند تشکر میکنیم در ارتباط با کتاب.

چهارشنبه ، سالروز آزادسازی سوسنگرد . یاد همه ی شهدا ، همه ی جانبازان ، همه ی آزادگان ، سالم برگشته های از آن صحنه های غرور آفرین و حماسی ، گرامی باد . خدای رحمان به همه ی آنان جزای خیر مرحمت بفرماید ان شاءلله.

خب از جمله مسائل محلی و منطقه ای در همین هفته دعوت شدیم برای جلسه ی تودیع و معارفه در بیمارستان رازی ؛ شنبه ی همین هفته ی گذشته . جناب دکتر قاسم پوری ،سابقه ای قبلاً در ارتباط با ایشان نداشتم ، اما حقیقتاً دریافتم در مدتی که اینجا تصدی داشتند مدیریت بیمارستان را ، بسیار دلسوز ، بسیار کوشا ، بسیار کارآمد عمل کرده بودند ؛ در آن جلسه هم گفتم که خب دیگر توقع معجزه کردن که از ایشان نبود ، اما بیمارستان،بیمارستان فرسوده ، تجهیزات ، تجهیزات فرسوده ؛ چندی پیش شنیده بودید که یک بیمار در داخل آسانسوری که بین راه متوقف میشود ، از روی تخت افتاد و متأسفانه فوت شده بود . خود ایشان خیلی آزرده شده بود ، خودش هم اصرار داشت که رها کند ، اما مشکل ، مشکل مدیریتی ایشان نبود . البته برادری هم که جای ایشان آمده جناب دکتر شعبانی ، برای ایشان هم آرزوی توفیق داریم، ان شاءلله موفق باشد در انجام وظایف ؛ اما تنها بیمارستان دولتی در این شهرستان که سابقه اش حد اقل به بالای هفتاد سال می رسد این بیمارستان رازی است . ساختمان جدید از چهار سال پیش راکد مانده است . نمیدانم واقعاً چرا . البته ابتدا که وارد شده بودم جلسه ، آرزو میکردم که عزیزان نماینده هم بیایند ، خوشبختانه برادر عزیزمان جناب دکتر رضیان آمده بود ، همانجا از ایشان خواهش کردیم که به جد پیگیر باشند ، ایشان هم توضیحاتی دادند ، گزارش دادند ، دیدم واقعاً از جلوتر هم پیگیری داشتند ؛

خب دستگاه بهداشت و درمان ، اخیراً آمده مرکزی را در همین مجاورت به نام مرکز طوبی ، گفتند پنج میلیارد تومان نقد بودجه دارد . پزشکانی که در طوبی ساری یا شهرهای دیگر کار میکنند ، آنها به من گفتند که این مرکز ، اگر درست بشود از شهرهای دیگر هم ارباب رجوع خواهد داشت ، و واقعاً اینجا هم ارباب رجوع دچار زحمت و مشکل میشود ، هم خود همسایه ها ، هم خود کارمندان . جایش برای این کار مناسب نیست از نظر ترافیکی ؛ از نظر اینکه کسی از سوادکوه میخواهد بیاید ، از جویبار میخواهد بیاید ، از سیمرغ میخواهد بیاید . ؛ شهردار میگفت که پیشنهاد کرده بود  که دوبرابر این زمین ، بلکه بیشتر از دوبرابر این زمین ، در حاشیه ی کمربندی ، در حاشیه ی سیاهرود ، یک جایی که برای پارکینگ فضایش مناسب است در اختیار بگذارد؛ اینجا برای پارکینگ ، شهرداری مخالفت میکرد، من هم در یک جلسه گفتم که آقایان ، مقررات را رعایت کنید . همین اندازه . این حرف را رفتند به تهران خبر بردند که امام جمعه می خواهد که آنجا محل پارکینگ برای روز جمعه باشد ؛ حرفی دروغ محض ، تهمت و ناروا . هرگز این بحث نبود که برای روز جمعه ، ما آنجا را برای پارکینگ بخواهیم .صحبت این بود که آنجا اگر مرکز پزشکی طوبی بشود ، از شهرهای مختلف بخواهند  بیماران بیایند آنجا ، برای پارکینگ دچار مشکل میشوند ، هم خود بیماران دچار مشکل میشوند ، همراهان بیمار دچار مشکل میشوند ، و هم اهالی دچار مشکل میشوند ؛ و بر همین اساس شهرداری چنان پیشنهادی داد . من نمیدانم چه اصراری بود که نه ، حتماً باید همینجا باشد ؛ خب شروع کردند ولی متأسفانه کار ادامه پیدا نمیکند ؛ ببینید ؛ گاهی پیشنهاد میشود که آقا ، این مرکز خدماتی است ، شهرداری عوارض نگیرد . خب این شهرداری عوارض نگیرد را پیشنهاد بدهید که قانون بشود ؛ اگر یک خیّری دارد زمین میدهد ، خدا خیرش بدهد ؛ باید دستش را هم بوسید . اگر قرار است شهرداری حق پارکینگ نگیرد ، عوارض نگیرد ؛ خب قانون باشد ، شورای شهر مصوب کند ، عهده بگیرد ، یا اگر مربوط به یک کمیسیون است ، داخل استانداری ، آنجا تصمیم بگیرند ، عهده بگیرند ؛ از یک سمت به شهردار فشار بیاورند تو کوتاه بیا ؛ اما بلافاصله سازمان بازرسی هم بیاید یقه اشرا بگیرد که چرا کوتاه آمدی . همه ی دستگاه ها جدا جدا توقع دارند مثلاً امام جمعه ی شهر ، برای پیشبرد کارشان حمایت کند ؛ خب نمیشود خلاف مقررات ، یک دستگاه را حمایت کرد . اگر همه تابع مقررات قانونی بشوند ، این قابل قبول است ، اما اگر یک شهروند کم درامد کم بضاعت، یک کارگری که دستش پینه بسته ، میخواهد دوتا اتاقک سرپناهی درست کند ، حتماً باید عوارض بپردازد.اما اگر یک دستگاهی که خودشان هم میگویند پنج میلیارد هزینه دارد ، و شهرداری میگوید مثلاً بیایید کمتر بدهید ، ولی عوارضی باید پرداخت بشود ، حالا هیچی آنجا عوارض پرداخت نکنند ، همه به حساب پیمانکار برای ساختن؛ واقعاً بعضی از این مسائل این چنینی ، اسباب دردسر ، اسباب  سوء ظن بیخودی فراهم میکند ؛ ایکاش همه تابع یک مقررات بیرونی باشند ؛ اگر یکجا قانون اشکال دارد ، بروند دنبال اصلاح قانون ، تا همه در سایه ی قانون عمل کنند. اخیراً هم یک شیوه ای را واقعاً من احساس کردم که پدید آمده ؛ مثلاً طرف میخواهد از شما کمک بگیرد برای اجرای خواسته ی خودش ، اول متأسفانه می آید شما را متهم میکند که فلانی مخالف است ، اگر فلانی مخالف نباشد این کار درست میشود ؛ که طرف در موضع انفعال قرار بگیرد . در جریان انتخابات گذشته ، من برای اینکه خودمان ورود داشتیم در انتخابات خبرگان ، بنا گذاشته بودم کسی را نه لفظاً ، نه کتباً تأیید و تکذیب نکنیم ؛ واقعاً زبان بسته بودم اول تا آخر انتخابات ؛ اما یکی از کاندیداها ، شایع کرده بود ، به صورت گسترده ، که فلانی علیه من صحبت کرد ، من را تخریب کرد ، من را تأیید نکرده . واقعاً بین خود و خدا هیچی نبود . نه کسی از من سوال کرده بود راجع به آن آدم ، نه من با کسی صحبت کرده بودم راجع به آن آدم . بعد معلوم شد که میخواست بیاید تأییدیه بگیرد ، ولی برای اینکه بنده را در موضع انفعال قرار بده ، از پیش آن شایعه را کرد ، که من بترسم بگویم من تأییدت میکنم ،بیا مینویسم . نه ؛ مراجعه هم کرده بودند واسطه ها؛ گفتم آقا من بنا گذاشتم که برای احدی در این انتخابات تأییدیه ننویسم، تکذیب نکنم ، هیچ کسی را هیچ وقتی هم تکذیب نمیکردم . اما تأییدیه جلوتر برای افراد گاهی میشناختم مینوشتم . گفتم اما در این انتخابات چون همدیگر را رقابت میکنند ، میگویند آقا فلان کس باعث شد فلانی آمد ، اگر او نیامده بود من رأی می آوردم .چون فلانی آمده ، رأی من کم شد . اینگونه مسائل بوده . لذا گفتم آقا ، مرجع قانونی دارد ، بررسی صلاحیت ها مرجع قانونی دارد خودشان بررسی میکنند ؛ اگر خدای نکرده کوتاهی و غفلت کردند و نا حق رأی دادند گناه با خودشان است . اگر هم درست عمل کردند که خیر ببینند . حالا اینجور مسائل کم و بیش وجود دارد . آدم اگر ساکت باشد یک گوشه ای بنشیند پشت سرش حرف نخواهد بود . اما اگر انسان زبان داشته باشد ، در مسائل ورود پیدا بکند ، قطعاً یک عده ای خوشایندشان است ، یک عده ای هم ناخوشایندشان است . آنهایی که خوشایندشان است که خب در دلشان نگه میدارند . آنهایی که نا خوشایندشان شده ، میروند حرف میسازند ، میروند حرف میزنند ، شایعه پراکنی از همینجاها شروع میشود . در هرصورت پناه میبریم به خدا . از همه ی این گرفتاری های دنیا .

انتخابات آمریکا شنیدید اتفاق افتاد ؛ به هیچ کدامشان نمیشود دل خوش کرد . و نه خوشحالیم که آن خانم رأی نیاوردهو این آقا رأی آورده و نه بدحالیم .باید منتظر باشیم ببینیم این آدم گونه عمل خواهد کرد.

این هفته درگذشت یکی از نیروهای مخلص انقلابی ، مرحوم حجت الاسلام آقای حاج شیخ جعفر شجونی ، که من البته قبل از پیروزی انقلاب در یک مرحله ای که ایشان زندانی بود ، از زندان آزاد شده بود رفته بودم به دیدن ایشان . ایشان هم پشت سر ، یک جلسه آمده بود جویبار ، یک شبانه روزی ما در خدمتشان بودیم . خدا رحمتش کند ، واقعاً از یاران مخلص شهید نواب صفوی.حالا بعضی ها از فداییان اسلام ، از نواب صفوی دم میزنند . اما ایشان ، واقعاً از یاران با اخلاص شهید نواب صفوی بود و بعد هم از آغاز نهضت امام راحل ، در این مسیر و بحمدالله تا آخرین لحظه ی عمر و حیاتش در سایه ی امامت و ولایت ، قرص و محکم ایستاده بود . پروردگارا او را غریق رحمت بفرما . نثار روحش صلواتی ختم بفرمایید .

(((به تبع هر هفته ، خطبه های حضرت آیت الله معلمی مزّین به نام شهدای شهرستان است که سالگرد شهادت آنان هفته ی پیش رو است))) ،

نثار ارواح این عزیزان و همه ی شهداء گرانقدر دوران دفاع، شهداء مدافعان حرم ، عزیزان نمازگزارانی که از دنیا رفتند ، مرحوم مغفور آقای برزگر ، که گاهی شعار صلوات میداد ، شعار سیاسی میداد ، یادش بخیر باشد ، نثار ارواحشان باشد صلواتی هدیه فرمایید.

 

{{ بسم الله الرّحمن الرّحیم  وَالْعَصْر إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ صَدَقَ اللهُ العَلیُّ العَظیم}}
پایان خطبه دوم//

مطالب مشابه
دیدگاه ها