خطبه های نمازجمعه سیزده آذر نود و چهار قائم شهر – آیت الله معلمی

جمعه 13 آذر 1394

DSC_1480

خطبه اوّل :

سلامٌ علیکم جمیعاً و رَحمَةُ اللهِ و برکاتُه… ؛ أعوذُ بِلّله مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ . لا حولَ وَلا قُوَّةَ إلّا بِللّه ألعَلی العَظیم . حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل ، نِعمَ المولَی وَ نِعمَ النّصیر . الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ . ألصّلاةُ وَ السّلامُ عَلی سَیِّدِ النَّبیین ، حَبیبِ إلهِ العالَمینَ أبِی القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و علی عِطرَتِهِ وَ أهلِ بَیتِهِ أجمَعین .

قالَ الحَکیمُ  فی کِتابِهِ الکَریم : {{ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أرَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ*فَذلِکَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتیم*وَ لا یَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکینِ*فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ*الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ*الَّذینَ هُمْ یُراؤُنَ*وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ}}

امیدواریم که خدی رحمان  همه ی ما را موفق بدارد در انجام واجبات ، در ترک محرّمات  ؛ در اهتمام به اوامر الهی ؛ مبادا با عمل ، تکذیب دین خدا کرده باشیم . بعضی ها با زبان تکذیب میکنند ، بعضی ها هم با عملکرد خود ؛ این سوره ی ماعون ، اشاره و حکایت دارد از تکذیب دین با عمل نامناسب و نادرست .آنهایی که تکذیب دین میکردند،کسانی بودند که یتیم را میراندند ، و برای اطعام مساکین ، نه خود اقدام میکردند و نه دیگران را ترغیب و تشویق مینمودند . پس موضوع بحث امروز : وای به حال کدام نمازگزارانی که ملامت و سرزنش میشوند؟ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ ؛ آنهایی که در نماز سهو دارند . سهو در نماز خطاست . خطا گاهی غیر عمد است و مورد ملامت نیست . اما کسانی که به عمد از اصل نماز سهو دارند ؛نه در حال نماز . گاهی آدم دارد اول وقت نماز میخواند ، اما معذلک داخل نماز دچار شک شده است . اشتباه کرده است و سهو پیدا کرده است . ؛ یکی از صحابه پیغمبر ، مردی به نام أنَس ، وقتی که این سوره نازل شد و تلاوت شد . گفته بود الحمدُلِلّهِ الذی قال عَن صلاتهم ولم یقُل فی صلاتهم . خدا را شکر که فرمود از نماز سهو دارند و نفرمود در نماز سهو دارند . یعنی آن کس که نماز میخواند و داخل نماز اگر اشتباه کرد مورد خطاب این آیه نیست. آنهایی که در اصل نماز خواند سهو دارند . باز هم در اصل نمازخواندن ، اگر طرف نمازخوان باشد و یک وقت در اثر اشتغال به کاری یا مریضداری یا گرفتاری فراموش کرد و غفلت ، و وقت نماز گذشت ، آن را هم چون مقصّر نبوده در این آیه خطاب قرار نداده است خدای رحمان . این سهو ، سهو عَن تقصیرٍ است که درآیه آمده است . لذا مفسّرین در تفسیر این آیه احتمالاتی مختلف داده اند که به عرض میرسانم :

اِبن عباس گفته بود هم الذین یُأخّرون الصّلاة عن اوقاتها . آنهایی که نماز را از وقتش به تأخیر می اندازند هستند که وای به حال آنها آمده است .

دیگری گفت : یُرید ُالمنافقین ؛ یعنی اصلاً این آیه اراده دارد منافقین را . الّذین لا یرجون لها ثوابا إن صَلّوا ؛ یعنی میگویند اگر نماز بخوانیم چه فایده ؟؛ثواب و بهره ای ندارد . وَ لا یخافون علیها عِقاباً إن تَرَکوهُ.و اگر نماز را ترک هم کردند نگران نیستند.آدمی که آن روحیه را دارد منظور این آیه هست . هُم عَنها غافلون . از اهمیت نماز ، از ثمره ی نماز غافلند . حتّی یَذهَبَ وَقتُها . گرفتار همین غفلت هستند ، وقت نماز هم از دست میرود . بدایند نمازگزاران که خصلت نفاق این است: فَإذا کانوا مَع المؤمنین ، صَلّوها ریاءً ؛ اگر با مومنین بودند ، و یک وقت مجلس ترحیم است و نمازخوانها اکثریت دارند او هم آنجا قرار گرفته و به ناچار یا با وضو یا وضو نساخته به نماز می ایستد؛ از روی ریا و تزویر . و إذا لم یکونوا معهم لَم یُصَلّوا.  اگر هم که با مومنین نباشد خب راحت است و نماز را نمیخواند و ملاحظه ای هم ندارد . اگر با مومنین بود و نماز خواند نمازش ریاءی هست و آن نماز هم بی فایده و بی تأثیر است . و هُوَ قولهُ : الَّذینَ هُمْ یُراؤُنَ ؛ یک قرینه هم دارد این رأی ، قرینه آیه ی بعد است که میفرماید: الَّذینَ هُمْ یُراؤُنَ ، آنهایی که اهل ریا هستند مورد ملامت این آیه هستند و سهو و غفلت دارد . او که گرفتار نفاق است . چون گرفتار نفاق است به اصل نماز اهمیت نمیدهد ؛ ترک کرده باشد ککش نمیگزد . به جا هم آورده باشد ، فایده ای تصور نمیکند برای آن نماز . این رأی منسوب به امیرالمومنین سلام الله علیه هم هست . که گفتند از امیرالمومنین علی هم نقل شده است . وَ قیلَ ساهونَ عَنها لا یُبالون صَلّو عَن لم یُصَلّو ؛ ساهی هستند و نگران هم نیستند که خواندند ، خواندند ؛ نخواندند هم نخواندند.

باید برای اقامه ی نماز مراقبت کرد ؛ حتی انتظار وقت نماز را کشیدن ثواب دارد . که هم وقت را بشناسد و هم وقت را از دست ندهد.این خصلت اقامه کنندگان نماز است.

وَقیلَ هُم الّذین یَترکون الصّلاة ؛ وَ قیل إن صلّوها صَلّو ها ریاءً وإن فاتَتهُم لَم یَندِمو . اگر به جا می آورند از روی ریاست و اگر نخواندند هم پیشمان نیستند که چرا وقت گذشت و ما نماز نخواندیم . اینها هستند که آن نمازی که میخواند هم فایده ندارد . ملامت میشود به آن نمازی را که خوانده ؛ برای اینکه اخلاص در او نبوده . و قیل هُم الذین لایُصَلونها لِمواقیتها و لا یُتِمّونَ رکوئها و سجودها . نمازشان رکو و سجودش ناقص ؛ پس اصل نماز که واجب است ، باید اجزایش را نیز اهمیت داد . زید شهّام ، کاسب بازار بوده ، قصاب بوده . کسبه ی بازار ، صبح قبل از آغاز کار ، نخست میرفتند و ساعتی احکام دین می آموختند ، بعد میرفتند سر کار . زید شهّام میگوید من از امام صادق پرسیدم : سألتُ اباعبدالله ، عن قول الله ، الذین هم عن صلاتهم ساهون ، قال هُوَ التَرکُ لَها و التّوانی عنها . سُستی برای به جا آوردن نماز.چون سستی دارند ، اکثراً فرصت از دست می رود و به جا هم نمی آورد نماز را .حال آن وقتی که به جا هم می آورد ، فَوَیلٌ لِلمُصَلّین. فایده ی نماز در آن صورتی است که انسان مُصمّم باشد .  انسان انتظار وقت نماز را داشته باشد . حال با این تأکید قرآنی یا اَیُّهالذین آمنو ، إذا نودیَ لِصّلاةَ مِن یوم الجُمُعَة ، هنگامی که اعلام شد برپایی نماز روز جمعه ، فَسعو إلی ذکر الله . پس بشتابید به یاد خدا . ماشاءلله این شهر و اینهمه جمعیت ، بحمدلله اکثریت هم نمازگزار ، اما همین اهمیت ندادن به نماز جمعه و نیامدن خطرناک است . همین الآن داخل شهر مجلس ترحیم باشد و سفره ی غذا الآن پهن بشود و کنار سفره ی غذا بنشینند . آیا باز میتوانیم مدّعی باشیم که به نماز اهمیت میدهیم؟

آقا امام صادق، قال هُوَ التَرکُ لَها و التّوانی عنها  سستی کردن در انجام نماز . یُراؤُنَ النّاس ، یعنی مینمایانند به مردم ؛ فی جمیع اعمالهم و لم یقصدو بها الإخلاص للّه ؛ میخواهند به دیگران بنمایانند که ما اهل نمازیم ، اما نماز را برای خدا با اخلاص به جا نمی آورند . خلاصه هشداری ست جدی از سوی خدای رحمان .تنبّه میدهد بندگان را اهمیت دادن به نماز ، مراقبت وقت نماز ، حضور در مساجد و اقامه ی جماعت اول وقت ؛ اینها مصادیق اقامه ی نماز  و از ویژگیهای بارز اهل ایمان . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. الم ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ،متّقین چه کسانی هستند؟ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ؛ خدا را ندیدند اما باور دارند خدا را . قیامتشان نیامده ، باور دارند قیامت را ؛ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ ، اقامه مینمایند نماز را ، اهمیت میدهند به نماز . وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ، هم نماز به درگاه خدای بی نیاز و هم رسیدگی به حال فقرا و نیاز مندان . از مازاد درآمد خود برای سیر کردن شکم مساکین و ایتام و نیازمندان بهره میگیرند . امیدواریم که خدای رحمان ، همه ی ما را برای انجام وظایفی که محول شده به ما موفقمان بکرداند انشاءلله . {{ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  اللَّهُ الصَّمَدُ  لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ  وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ }}   پ خطبه 1-

 

خطبه ی دوم:

اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

عن علیٍّ امیرالمومنین ، علیه افضَلُ صَلَواتُ الله المَلِک المُبین : مَنْ نَظَرَ إلَیالْعَواقِبِ سَلُمَ مِنَ النَّوائِبِ . مجدداً خودم و همه  ی شما برادران و خواهران را به تقوای الهی ، یعنی اجام واجبات و ترک محرّمات تأکید مینمایم . امروز روز بیمه در تقویم جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است .بیمه کار عاقلانه ایست ،امیر المؤمنین سلام الله علیه میفرمود : مَنْ نَظَرَ إلَیالْعَواقِبِ سَلُمَ مِنَ النَّوائِبِ ، هر که عاقبت کار را فکر بکند ، نهایت و پایان کار را از اوّل بیاندیشد ، تدبیر درست داشته باشد ، سَلُمَ مِن النّوائب. از گرفتاریها ایمن میماند .  بیمه بخشی از گرفتاری های انسان را که اگر خدای نکرده پیش بیاید ، برطرف میسازد . لذا مصداق همین بیان میتواند باشد .  بنابراین اهمیت دادن به بیمه کار مناسبی است . دوشنبه شانزده آذر روز دانشجو است . واقعاً بعد از پیروزی انقلاب ، فضای داشنجویی ، فضای پژوهشهای علمی و تحقیقات ، در رشته های مختلف ، مهیّا است بدون محدودیت ؛ این همه که رهبر معظّم انقلاب تشویق دارد و ترغیب قولی و  عملی ، نشستن با دانشجویان و نخبگان و دانشمندان جوان و برجستگان ، روحیه دادن و تشویق کردن و به مسئولین ذیربط تأکید کردن که مقدمات کار پژوهش دانشجویان را فراهم کنند . فرصت بسیار مبارکی ست . در منابع روایی ما آمده است ، که از خدا بخواهیم : اللهم انفعنی بِما عَلَّمتَنی ؛ خدایا آنچه را که دانستم ، موجب نفع من باشد . دانش باید کمک کند ، هم کمک دنیای انسان ، هم کمک دین انسان ؛  وَ عَلِّمنی ما یَنفَعُنی . خدایا آنچه را که نفع دارد برای من آن را بیاموزم . گاهی آدم خودش را سرگرم میکند به یک رشته و دانشی که هیچ ثمره ای نه برای دنیا و دینش دارد.عاقل باید دانشی را بطلبد و دنبال بکند که نافع حقیقی باشد برای او .  وَ زِدنی عِلما . علم افزایی ، کار بسیار ارزشمندی است . انسان همیشه در صدد باشد بخشی ، جزیی از جهل و نادانی خود را برطرف کند و به بخشی از دانایی دست پیدا بکند . مقام معظم رهبری میفرمود: دانش جویان عزیز ، هر کوششی که از سوی شما جوانان در راه فراگیری دانش به کار رود ، گامی در راه بازگرداندن  اقتدار  معنوی و مادی ملّت و کشور و شماست . کشوری پیشرفته است که دانش آن کشور ، توسعه ی خوبی پیدا کرده باشد . آخرین دستاوردهای علمی را در اختیار داشته باشد . چهارشنبه سالروز معرفی رژیم بعث عراق به عنوان آغازگر جنگ از سوی سازمان ملل در سال 1370 ؛ جنگ در سال 1359 شروع شده ؛ از 1359 تا سال 1370 یازده سال اختلاف است . ببینید از آغاز جنگ یازده سال گذشته؛این سازمان ملل است که میخواهد مشکلات ملت ها را حل بکند . اگر همواره نسبت به سازمان ملل و مجامع زیرمجمعه ی سازمان ملل بدبین بودیم،اَسناد این بدبینی موجود است . آیا این ها هنگام جنگ در خواب بودند ؟ نمیدیدند؟حتّی موقعی که قطعنامه صادر میکردند و میگفتند که ایران ، عراق ، جنگ را خاموش کنید ، باز هم نمیگفتند آغاز گر جنگ کدام کشور بوده است . و این علّتش پیداست که خودشان تحریک کرده بودند . اگر از اول معرفی میکردند ، این جانور هم لب باز میکرد که خودمان مجهّزم کردید ؛ حال من را متهم میکنید که آغاز گر بوده ام؟شما که من را تحریک کرده بودید آیا شما آغاز گر نبودید؟ ؛ طبیعی است این جواب .

این است که هیچگاه نه امام راحل و نه مقام معظم رهبری خوشبین نبودند و نیستند ؛ حق دارند واقعاً . طبق حقایق موجود ، آدم نمیتواند به اینها اعتماد بکند . همچنین سالروز شهادت سرگرد خلبان ، شهید بزرگوار احمد کشوری ،درسال پنجاه و نه ؛ پنجاه و نه آغاز جنگ بود ؛ در همان جریان اوایل جنگ ، این افسر رشید به شهادت رسیده بود . نثار روحش و ارواح طیّبه ی همه ی شهدا صلوات …

همچنین روز چهارشنبه ، روز وقف و آغاز هفته ی وقف است . از پیامبر خدا نقل شده که فرمود : جاء الموت ، مرگ آمده است و می آید و بر و برگرد هم ندارد . همه میرویم ، فلا ینفَعُکُم إلّا ما قَدَّمتُموهُ مِن خَیر.نفعی نمیبرید و بهره ای برای شما نخواهد داشت ، مگر آنچه را که از پیش فرستاده اید . وَ ما تُقَدِّمو لِأنفُسِکم مِن خَیرٍ تَجِدوهُ  عند الله .یکی از مصادیقش وقف است . اگر انسان مالی را براییک کار خیر وقف کرده باشد ؛ حالا عمدتاً در گذشته وقف برای عزاداری سالار شهیدان اباعبدالله الحسین بوده ؛ خب کار خوبی بود . الآن هم هست . اما خوب ، منحصر به این نیست . خیلی از مصادیق بِرّیه داریم که سزاوار است برای درمان افراد نیازمند ، و برای عروسی خانواده های ایتام ؛ انواع مختلف . برای پژوهشهای علمی ؛ الآن کاربرد فراوانی میتواند تبرّع مومنین ، خیرات مومنین ، موقوفات مومنین داشته باشد . در هر صورت وقف چشمه ی زاینده است که بعد از فوت انسان هم دفتر عمل انسان باز میماند . خیراتی که در آینده از موقوفه انجام میشود ، در نامه ی عمل انسان منظور میگردد و انسان بعد از مردن هم بهره میبرد . از آن خیری را که از پیش فرستاده است . برگ عیشی به گور خویش فرست ، کس نیارد ز پس ، تو یپش فرست .  پنجشنبه هم سالروز رحلت رسول خدا ، شهادت امام مجتبی و همچنین روز جهانی حقوق بشر به مناسبت تصویب اعلامیه ی حقوق بشر که عرض کردیم سازمان ملل و مجامع زیر مجموعه اش شرایط آنچنانی دارند ؛ آغاز هفته ی پژوهش هم هست .

و اما این ایام ؛ چه در ایران و چه در عراق ، اجتماعات به مناسبت اربعین بحمدلله  اجتماعات خوبی بود و واقعاً وجود نازنین اباعبدالله الحسین مثل آهنربا براده ی مومنین را از اقصا نقاط عالم جمع کرده و جمع میکند . این جاها هم اجتماعات خوبی ، دسته روی ها ی خوبی ؛ مخصوصاً هم صبح روز اربعین ، و هم عصر ، کاروان هایی را راه انداختند ، که حالت اسارت اهل بیت را به ذهن و چشم آدم بیاورند ؛ تداعی بشود . والبته در کربلا ، این سیل جمعیت واقعاً امیدوار کننده است و برای دشمنان هم خیره کننده بوده . دشمنان ببینند و دق بکنند ، مومنین ببینند و دلشاد بشوند که از عزیز زهرا در طول تاریخ غریب نمانده و علاقه مند دارد . خدای رحمان به همه ی عزاداران و کسانی که در این دسته روی ها و اجتماعات شرکت داشتند جزای خیر مرحمت بفرماید .

اینجا فرصت نیست که به تفصیل عرض کنم از اینکه آیا اربعین اول بود که اهل بیت به کربلا آمدند یا اربعین دوم یا سال بعد ؛ نهایتاً عرض کنم به شما که بر اساس شواهد و قرائن و دریافتهای مختلف ، تقریباً قطعی است که همان اربعین اول بود و سال اول بود ؛ در شام بعد از سه شبانه روز ، یزید مستأصل شد . {{عَجَّلَ بِإخراج السّجّاد}} ؛ تعبیر تاریخ است ؛ تعجیل کرد به برگرداندن ؛ برای خاطر اینکه اوضاع شام را میترسیدکه انقلابی علیه او اتفاق بیافتد . خلاصه فرستاد و پیشنهاد هم کرده بود که هرچه میخواهی بخواه ؛آقا امام زین العابدین هم فرموده بود اگر راست میگویی سر بریده ی پدرم را به من برگردان . و تصوّر جدی هم همین است که این امانت را آقا امام زین العابدین با خودش آورده باشد . در کربلا هم سه شبانه روز ، اهل بیت توقف داشتند ، اما این سه شبانه روز لحظه ای آرامش نداشتند ؛ {{لَم یَجِدِ السَّجّاد بُعداً مِنَ الرَّحیل}} اوضاع را که امام زین العابدین در کربلا دید ، دید چاره ای ندارد ، باید حرکت بدهد ، برا خاطر این که اگر زمان بگذرد ، این زن و بچه همینجا هلاک میشوند ؛ چرا هلاک میشوند ؟ {{ بعد أن أقام ثلاثة أيام، لأنه رَءا أن ماتَه و نسائه و صَبیَّتَهُ نائحات الَّیل والنّهار}} هم شب نوحه میکردند و هم روز.نه شب آرامش داشتند و نه روز ها آرامش داشتند . یَقُمن مِن قَبرٍ ویجلسهنّ آخَر ؛یک مدت کنار این قبر مینشستند و یک مدتی کنار آن قبر مینشستند ؛ لذا به ناچار حرکت داد .  این راهنما ، راهنمای قافله ، ابن بشیر ، اسمش نُعمان ، حالا رفته رفته مشهور شد به بشیر ؛ این آدم میگوید وقتی نزدیک مدینه رسیدیم آقا امام زین العابدین پیاده شد ، و {{ فحَطّ رَحلَهُ و ضَرَبَ فُسطاطَه و اَنزَلَ نِساءه }} بار و بُنه را انداخت و خیمه زد و زنان را پیاده کرد  و داخل خیمه نشاند . قال: یا بشیر رحم الله اباک ؛ بشیر خدا پدرت را رحمت کند .  لقد كان شاعرا؛ پدرت شاعر بود ،  فهل تقدر علي شي ء منه؟ از شعر پدرت بهره ای برده ای؟ از همین تعبیر پیداست که نظم و نثر تفاوت دارد ، آدم قضیه ای را ، خبری را به نثر بگوید یا به نظم ؛ آقا امام زین العابدین دلش میخواست که بشیر برود و نوازش بدهد . به او گفت تو هم شعر گفتن بلدی؟ گفت من هم بی بهره نمانده ام از پدر . فقال : اُدخُل المدینة ؛  وَ انع أبا عبد الله . برو به مدینه خبر شهادت اباعبدالله را بده به مردم . قالَ بَشيرٌ : فَرَكِبتُ فَرَسي ورَكَضتُ حَتّى دَخَلتُ المَدينَةَ ؛ فَلَمّا بَلَغتُ مَسجِدَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله رَفَعتُ صَوتي بلبُکاء و أنشأتُ . آمد داخل مسجد پیغمبر فریاد زد توأم با گریه ، ؛ مردم مدینه میشنیدند صدایش را ، گفته بود یا أهلَ یَثرِبَ لامَـقامَ لـَکُم بِها ؛ ای مردم دیگر آرامش و آسایش ندارید ؛ قُتِلَ الحُسَین ؛ حسین را کشتند ؛ فَادمُعی مِدراراً ؛ پیاپی اشک بریزید ، ألجِسمُ مِنهُ بِكَربَلاءَ مُضَرَّجٌ ؛ جسم بی سر را در کربلا گذاشتند ؛ وَ الرَّأسُ مِنهُ علَی القَناةِ یُداراً ؛ سر را روی نیزه گرفتند …

أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ ؛

از برادر عزیزمان ریاست محترم بهزیستی که اخیراً آمده اند تشکر میکنیم که توضیحات و صحبتی داشتند ، استفاده شده ؛ و آرزوی توفیق داریم برای ایشان و این تشکیلات که در خدمت نیازمندان مادی و معنوی و افرادی که مشکل جسمی و روحی دارند که رسیدگی به اینها واقعاً کاری سخت است و هم اجر و پاداش بزرگی دارد . انشاءالله مومنین هم در حدّ وُسع و توان ، همکاری و همیاری داشتند .از این به بعد هم خواهند داشت .

(((به تبع هر هفته ، خطبه های حضرت آیت الله معلمی مزّین به نام شهدای شهرستان است که هفته ی ماضی ، سالگرد شهادت ایشان بوده است.)))

 

{{بسم الله الرّحمن الرّحیم  وَالْعَصْرِ. إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ صَدَقَ اللهُ العَلیُّ العَظیم}}

پایان خطبه دوم-

 

 

دیدگاه ها